نظر علي الطالقاني

547

كاشف الأسرار ( فارسى )

پس از آن من از يك طرف ريشه زدم و از يك طرف سبز شدم ، ساقه و برگ شدم ، سرماى زمستان و باران بهار و گرماى تابستان ديدم و چنين و چنان شدم ، و ظاهر است كه معنى اين مثل چيست و گندم حاصل ، عين آن گندم زير خاك شده نيست . و همچنين است اگر اين سخن را در حق هر ميوه‌اى و هر دانه‌اى بگوئى . پس گوئى اين گردو را باغبان پيش از صد سال زير خاك كرد ، چيزها ديد به قرنها رسيد و درخت شد و نمو كرد تا آن كه آخر گردو شد . و ما هر چند اين مطلب را در جاى ديگر همين كتاب به تفصيل نوشته‌ايم و لكن چون فهماندن عوام به امثله سهلتر است لهذا به اين مثال‌ها در اينجا اشاره شد . د : آن كه ظاهر شد كه قوس نزول سه طبقه دارد ، روح بىجسم و جسم بىروح و روح با جسم ، و قوس صعود دو طبقه دارد ، جسم بىروح و روح با جسم . آيا روح بىجسم دارد يا نه ، ظاهرا همه را مسلّم است كه تا در دنيا هستند خالى از جسد و بدن نشوند زيرا كه معنى حيات دنيوى اين است . بلى در حكايت معراج خاتم ( ص ) بعضى را گمان آن است كه روح محض شد و اين خلاف ظاهر مذهب بلكه مخالف اجماع فريقين است . و امّا در عالم آخرت فقهاء و اهل ظاهر را اعتقاد آن است كه آنجا نيز روح محض نشوند زيرا كه عموم معاد جسمانى از بديهيّات شريعت است ، و بسيارى از حكماء را اعتقاد غير اين است و گويند عاقبت ، روح محض شوند و به معاد روحانى قائلند يا در حق همهء افراد بنى آدم و مكلّفين يا در حق بعضى از كمّلين . و لكن شكّى نيست كه ظاهر آيات قيامت و آخرت و آيات شفاعت و ميزان و صراط و حوض و مقام وسيله و غير اينها همه مخالف معاد روحانىاند . و اگر كسى گويد شايد بعد از اينها و بعد از استيفاى لذائذ جسمانى بهشتى آن وقت بالاخره روح محض شوند نظر به قاعدهء تطابق نزول و صعود ؛ قائل به اين قول به طور صريح در خاطر ندارم . پس نجات در اعتقاد فقهاء است رضوان اللّه عليهم . مطلب دوازدهم [ قوس نزول سه طبقه و قوس صعود دو طبقه دارد ] بدان كه حكماء را اعتقاد آن است كه ممكن موجود ، نسبت به خالق ، مانند شعاع است نسبت به خورشيد و چراغ . پس اگر منير در پرتو و شعاع و نور خود قادر و مختار بودى مثل نيكو بودى از براى ايجاد . پس چنانچه نور دور چراغ از همهء مراتب نور او به